سید ضیاءالدین دری دار فانی را وداع گفت

سید ضیاءالدین دری دار فانی را وداع گفت

فیلم عمار خراسان ضمن عرض تسلیت به خانواده محترم زنده یاد سید ضیاء الدین دری، همکاران گرامی در کانون کارگردانان سینمای ایران و اعضای جامعه اصناف سینمای ایران به استحضار می رساند مراسم تشییع پیکر ایشان ساعت ۹ صبح روز دوشنبه ۲۹ مرداد ماه از ساختمان شماره ۲ فیلم عمار خراسان (خیابان وصال، تقاطع طالقانی) به سمت قطعه هنرمندان در بهشت زهرا (س) برگزار می شود.

۲۶ مرداد ۱۳۹۷ ۱۳:۰۴

دانلود آهنگ مجید اصلاحی آهو

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ مجید اصلاحی آهو

امشب ترانه جدید مجید اصلاحی بنام آهو را از رسانه آپ موزیک دریافت کنید

Exclusive Song: Majid Eslahi | Ahoo With Text And Direct Links In UpMusic

dgr دانلود آهنگ مجید اصلاحی آهو

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

جمعه، هجدهم آبان ماه، منتظر موزیک جديد #مجيداصلاحى به نام «آهو »

بصورت انحصارى از وبسایت آپ موزیک باشيد‌‌

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

مجید اصلاحی آهو

دانلود آهنگ مجید اصلاحی آهو

پیام انجمن بازیگران سینما به مناسبت درگذشت استاد عزت الله انتظامی

پیام انجمن بازیگران سینما به مناسبت درگذشت استاد عزت الله انتظامی

بازگشت همه به سوی اوست.جمعه بیست وششم مرداد ، روزی تلخ در خاطره ی بازیگران سینمای کشورمان رقم خورد و در نهایت اندوه و تالم یکی دیگر از بزرگترین استادان هنر بازیگری را از دست دادیم. پیشکسوت ارزشمند، آقای بازیگر، استاد عزت الله انتظامی پس از طی دوران سخت بیماری، چشم بر هم نهاد و از میان ما به سوی آرامشی جاودان سفر کرد. انجمن بازیگران سینمای ایران سوگ از دست دادن این چهره ماندگار و هنرمند ملی و محبوب را به خانواده محترم ایشان به ویژه جناب آقای مجید انتظامی، همکاران عزیز و تمامی مردم هنردوست کشورمان تسلیت عرض می نماید. شورای مرکزی انجمن بازیگران سینمای ایران

۲۷ مرداد ۱۳۹۷ ۱۰:۳۸

جامعه هنری ایران در سوگ آقای بازیگر، عزت اله انتظامی و کارگردان ارزشمند خود سید ضیاء الدین دری عزادار است

جامعه هنری ایران در سوگ آقای بازیگر، عزت اله انتظامی و کارگردان ارزشمند خود سید ضیاء الدین دری عزادار است

فیلم عمار خراسان با احترام و تکریم همه هنرمندان سینمای ایران آئین نکوداشت بزرگان خود داریوش اسد زاده، داریوش مهرجوئی، ابوالحسن تهامی و سید مهدی شجاعی را در روز یکشنبه ۲۸ مرداد ماه لغو و پس از آئین ختم بزرگان درگذشته برگزار خواهد کرد.

۲۷ مرداد ۱۳۹۷ ۱۰:۴۴

پیکر عزت‌الله انتظامی تشییع شد

به گزارش روابط عمومی فیلم عمار خراسان، قرار بود مراسم از ساعت ۹:۳۰ آغاز شود اما مردم علاقه‌مند ساعت‌ها زودتر در مقابل تالار وحدت جمع شده بودند تا با هنرمند محبوبشان وداع کنند. با تلاوت آیاتی از قرآن کریم و پخش آهنگ سریال «هزاردستان» مراسم رسمی بدرقه انتظامی آغاز شد.

پرستویی: استادی رفته است که دیگرکسی همانند او را نخواهم شناخت

پرویز پرستویی با بوسه بر پیکر عزت‌الله انتظامی درباره او گفت: به نام خدای سفر بدون بازگشت، سفری که جانمان را به آتش می‌کشد. همیشه سخنرانی برایم سخت بود چون آدم حرافی نیستم اما امروز روز دیگری است، من هستم و یک سینه پر از حرف. مگر این سینما چند عزت‌الله داشت که یکی از آن‌ها را داریم راهی می‌کنیم؟ مگر یک موجود چند پدر دارد که داریم پدر سینما را راهی می‌کنیم؟ مگر چند بازیگر وجود دارد که بتواند «مش حسن» را بازی کند؟ پس امروز روز تریبون و سخنرانی است.

او ادامه داد: ما دیروز خواب دیدیم که پدری را از دست دادیم که هرچقدر قَدَر بودی به‌پایش نمی‌رسیدی، هرقدر بازیگری خوانده و شنیده بودی نمی‌توانستی انتهای بازیش را بفهمی و هرقدر تجربه داشتی مثل او نبودی. پیر دیر ما رخت سفر بست و ما باز دیر جنبیدیم و گذاشتیم پر بکشد و تا بیکران پرواز کند و سینمای کم‌جان ما، یتیم شد. امروز وقت سخن گفتن است چون سرانجام باور کردیم خواب ندیدیم و کابوس ما واقعی بود، امروز زمان مناسبی برای سخن گفتن از آقای بازیگر است.

پرستویی با اشاره به اینکه انتظامی برایش استادی بود که دیگر بازنمی‌گردد گفت: او با طنازی مختص خودش مرام و مسلکش را از جان‌ودل آموزش می‌داد. برای شخص من عزت‌الله انتظامی مُرادی بود که کلماتش را سرمه چشم می‌کردم پس برای من شاگرد؛ استادی رفته است که دیگرکسی همانند او را نخواهم شناخت.

علی نصیریان: گفت که وقتی مُردم می‌خواهم تو سر قبرم آواز بخوانی

علی نصیریان بابیان این‌که عزت‌الله هنرمند ملی ایران بود از حضور مردم تشکر کرد و گفت: او متعلق به مردم است و این روح و جانی که در نقش‌هایش بود بر دل مردم نشست. او نمرده، زنده است باکارهایی که کرد. آقای انتظامی انتظار نداشتم، اینجا (تالار وحدت) برای تشییع بیایم. می‌خواستم اینجا باهم یک بار دیگر کارکنیم.

او ادامه داد: شبی دورهم بودیم و من آوازی خواندم، او گفت که وقتی مُردم می‌خواهم تو سر قبرم آواز بخوانی. حالا من هم می‌خوانم: دلم تنگ و آسمان تنگ و…  نصیریان پس  از آواز کوتاهی که با صدایی حزن‌انگیز خواند گفت: عزت جان من به عهدم وفا کردم اما تو بدجور ما را تنها گذاشتی.

نصیریان از شوخی طبعی و حاضرجوابی انتظامی گفت و توضیح داد: پرستویی به خوبی درباره درخشش استعدادهای او گفت، او واقعاً مانند چشمه‌ای جوشان بود. یکی از امتیازهای بزرگ او شوخ‌طبعی‌اش بود. همه‌چیز را با طنازی عنوان می‌کرد و البته حاضرجواب بود. او همه استعدادهای بازیگری را داشت. او همه‌چیز را دست می‌انداخت. زمانی که هنوز تئاتر ریشه نکرده بود اپرا درست شد و او در این حوزه هم فعالیت می‌کرد. او به تالار رودکی تالار زورکی می‌گفت که منظورش این بود که نمی‌شود اپرا را به‌زور به خورد مردم داد. او در ادامه به سابقه انتظامی و همکاری‌هایشان اشاره کرد.

معتمدآریا: برای تاریخ ملی هیچ‌وقت نباید گریه نکنیم

در ادامه فاطمه معتمدآریا روی صحنه آمد و بیان کرد: ما امروز همه اینجا جمع شدیم که کسی را بدرقه کنیم که بیشترین امید و انضباط را به ما آموخت. با خودم گفتم دلیلی برای گریه کردن نیست زیرا می‌بینم او در تاریخ ملت ایران ثبت شده است و همیشه در صدر نشست و سینمای ایران را بر صدر نشاند.

او عزت‌الله انتظامی را عزت ملی خواند و گفت:‌  او مردی بود که بیشترین دستور را داد که باید به هنرمند احترام گذاشت. او مردی بود که در صدر نشست تا بدانند که جای هنرمند در صدر است. او تاریخ ملی ایران است پس برای تاریخ ملی هیچ‌وقت نباید گریه نکنیم. او یگانه بود و من در قلب خود گریه می‌کنم و برای هنرمندان هم آرزوی عمری چون عزت سینمای ایران می‌کنم.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: مردمی بودن او باعث شد بر دل مردم بنشیند

سید عباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی سخنران بعدی بود که روی صحنه آمد و درباره انتظامی صحبت کرد: فرهنگ و هنر آیینه تمام نمای تاریخ ایران است و چهره زیبای ایران امروز را نشان می‌دهد و عزت‌الله انتظامی یکی از ستاره‌های این آسمان بود. او خاطره نسل‌های پیوسته زمانه ما است. او بیش از هفت دهه کوشید و درخشید و بر صدر نشست و در اوج ماند. انتظامی از دل مردم برخاست با مردم زندگی کرد و مردمی بودن او باعث شد بر دل مردم بنشیند. متانت و وقار، او را در قاب هنرمندان مردمی جاودان کرد. او ریشه در فرهنگ و مرزوبوم داشت و در این ترکیب میوه‌ها چید. او با هنر زیست، قدر این گوهر را شناخت و هنر خود را ارزان‌فروشی نکرد، در انتخاب نقش دقت داشت و به نقش جان می‌داد.

مجید انتظامی: می‌گفت عاشق شو و مردم را دوست داشته باش

سپس مجید انتظامی با فریاد تسلیت، تسلیت مردم و بوسه بر تابوت پدرش به جایگاه آمد و گفت: ممنونم که ما را تنها نگذاشتید. وقتی پس از هفتادسال کار از پدرم می‌پرسیدم که مردمی شدن چطور است؟ می‌گفت عاشق شو. مردم را دوست داشته باش و من تمام تلاشم را برای این کار انجام داده و می‌دهم.

فرزند این هنرمند افزود: در این دوسه‌ماهه برای اینکه پنج دقیقه بیشتر او را نگه‌دارم از این بیمارستان به آن بیمارستان می‌بردم ولی او جواهری بود که من نتوانستم او را نگه‌دارم و حق پسری را ادا کنم.

در پایان پرستویی با دعوت از حجت‌الله السلام دعایی نماز میت را با همراهی مردم و هنرمندان بر پیکر عزت‌الله انتظامی خواندند.

برای این مراسم محل جداگانه‌ای در حیاط تالار برای خانواده انتظامی و برخی هنرمندان و مدیران تدارک دیده‌شده که علاوه بر مجید انتظامی (پسر عزت‌الله انتظامی) به علی نصیریان، بهمن فرمان آرا، ابوالحسن تهامی، داریوش اسدزاده، مسعود کیمیایی، محمدعلی کشاورز، احترام برومند، منوچهر شاهسواری، همایون اسعدیان، احمد مسجد جامعی، سید محمد بهشتی، جمشید گرگین، شکرخدا گودرزی، رضا درمیشیان، هادی مرزبان، پرویز پرستویی، فاطمه معتمدآریا، حبیب رضایی، پوری بنایی، باران کوثری، جهانگیر کوثری، مازیار میری، قطب‌الدین صادقی، شهداد روحانی، سید مجتبی حسینی معاون هنری وزارت ارشاد، علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی، محمدمهدی حیدریان رئیس سازمان سینمایی، شهرام ناظری، محمدباقر قالیباف، حسام‌الدین سراج، کیهان کلهر، هدیه تهرانی، شهرام کرمی، پیمان شریعتی  و…. می‌توان اشاره کرد.

عزت‌الله انتظامی ۲۶ مرداد ماه در سن ۹۴ سالگی از دنیا رفت.

 

گزارش تصویری: آیدا چاشنی گیر

مراسم تشییع زنده یاد عزت الله انتظامی 1  

مراسم تشییع زنده یاد عزت الله انتظامی 2  

مراسم تشییع زنده یاد عزت الله انتظامی 3  

مراسم تشییع زنده یاد عزت الله انتظامی 4  

مراسم تشییع زنده یاد عزت الله انتظامی 5  

مراسم تشییع زنده یاد عزت الله انتظامی 6  

مراسم تشییع زنده یاد عزت الله انتظامی 7  

مراسم تشییع زنده یاد عزت الله انتظامی 8  

مراسم تشییع زنده یاد عزت الله انتظامی 9  

مراسم تشییع زنده یاد عزت الله انتظامی 10  

مراسم تشییع زنده یاد عزت الله انتظامی 11  

مراسم تشییع زنده یاد عزت الله انتظامی 12  

مراسم تشییع زنده یاد عزت الله انتظامی 13  

مراسم تشییع زنده یاد عزت الله انتظامی 14  

مراسم تشییع زنده یاد عزت الله انتظامی 15  

مراسم تشییع زنده یاد عزت الله انتظامی 16

تاکید شورایعالی تهیه کنندگان برای “ذکر زمان محدود” در قرار داد های ویدئویی

تاکید شورایعالی تهیه کنندگان برای "ذکر زمان محدود" در قرار داد های ویدئویی

واگذاری فیلم های سینمایی به شبکه های نمایش خانگی و ویدئو درخواستی با زمان بیش از حداکثر ۵ سال اقدامی غیر صنفی و در نتیجه غیر قانونی است.

سید غلامرضا موسوی عضو هیات رییسه شورایعالی تهیه کنندگان ضمن اعلام خبر فوق افزود: متاسفانه برخی موسسات نمایش خانگی هنگام عقد قرار داد با تهیه کننده، زمان واگذاری فیلم های سینمایی در قرار داد را نامحدود می دانند.
وی افزود : این اشکال در آخرین جلسه شورایعالی مورد بحث و بررسی قرار گرفت . در نهایت هیات رییسه بار دیگر تاکید کرد که زمان مناسب چنین قرار دادهایی ۳ سال و در شرایط ویژه حداکثر ۵ سال است. انعقاد قرار داد بین تهیه کننده و مدیران شبکه نمایش خانگی . V.O.D بیش از این زمان غیر صنفی و از نظر صنف تهیه کنندگان غیر قانونی محسوب می شود. بدیهی است با تهیه کنندگانی که زیر تحمیل چنین قرار دادهایی بروند ، برخورد انضباطی صورت خواهد گرفت و از سوی دیگر با شرکت های که چنین قراردادهایی را برای خرید و یا واگذاری V.O.D. و D.V.D تحمیل می کنند.برخورد جدی خواهد شد . در صورت اصرار بر تخلف ، از همکاران تهیه کننده در خواست خواهد شد که از فروش فیلم به موسسات نمایش خانگی متخلف خودداری کنند.

مراسم تشییع سید ضیاء الدین دری برگزار شد

اهالی سینما و تلویزیون روزهای سختی را پشت سر می‌گذارند؛ آنها درست یک روز پس از به خاک سپردن یکی از اسطوره‌های عالم بازیگری ایران (عزت‌الله انتظامی)، بار دیگر دور هم جمع شدند تا با یکی از کارگردانان برجسته کشورمان وداع کنند.

مراسم تشییع پیکر سید ضیاء‌الدین دری که با ساخت سریال‌هایی چون «کیف انگلیسی» و «کلاه پهلوی» نامش را در عالم هنر جاودانه کرد، صبح امروز ـ دوشنبه ـ با حضور اهالی سینما و تلویزیون و برخی دیگر از هنرمندان و دوست‌داران آن مرحوم، در فیلم عمار خراسان برگزار شد.

در این مراسم چهره‌هایی چون ابراهیم حاتمی‌کیا، محمد مهدی عسگرپور، داریوش فرهنگ، رضا کیانیان، مریلا زارعی، قطب‌الدین صادقی، علی مصفا، حسام‌الدین نواب صفوی، ابراهیم داروغه‌زاده، فخرالدین صدیق شریف، امیرعلی دانایی، مسعود ده‌نمکی، محمود گبرلو، علی مسعودی، ملیکا شریفی‌نیا، اکبر رحمتی، سید محمود رضوی، اسدالله نیک نژاد، سام نوری، محمدرضا شفیعی، اصغر همت، تینا پاکروان، علی دارابی (معاون امور استان‌های صداوسیما)، رضا پورحسین (قائم مقام معاون سیما)، محمد مهدی حیدریان (رییس سازمان سینمایی وزارت ارشاد)، منوچهر شاهسواری (مدیرعامل فیلم عمار خراسان)، محمد قمی (رییس سازمان تبلیغات اسلامی)، مجید زین‌العابدین (مدیر شبکه یک)، علی فروغی (مدیر شبکه سه)، شهاب اسفندیاری (رییس دانشگاه صداو سیما)، مهدی فرجی (از مدیران سابق تلویزیون)، محمد مهدی طباصبایی نژاد (از مدیران سینمایی) و محمد علی ابطحی و … حضور داشتند.

ـ از نکات قابل توجه مراسم تشییع پیکر سید ضیاءالدین دری، حضور چشمگیر هنرمندان و مدیران سینمایی و تلویزیونی برای بدرقه‌ی یکی دیگر از بزرگان عالم هنر و نمایش بود؛ بر این اساس حضور در مراسم وداع با آقای بازیگر که روز گذشته در تالار وحدت برگزار شد، باعث نشد که مراسم امروز کم‌فروغ باشد.

ـ در بخشی از مراسم اینگونه عنوان شد که سید عزت الله ضرغامی پیشنهاد داده است که نسخه‌ای از سریال‌های کیف انگلیسی و کلاه پهلوی همراه با مرحوم دری به خاک سپرده شود.

ـ موسیقی غالب بر این مراسم، مربوط به ترانه «کیف انگلیسی» بود. قطعه «گشته خزان» با صدای علیرضا قربانی و آهنگ‌سازی فرهاد فخرالدینی، در زمان پخش این مجموعه، نقش بسیار مهمی در ماندگاری سریال تاریخی «کیف انگلیسی» ایفا کرد.

ـ در این مراسم فرزند مرحوم دری به طور رسمی اعلام کرد که فوت پدرش به دلیل اشتباهات پزشکی نبوده است بلکه روند درمانی سید ضیاءالدین دری بدون هیچ اشتباهی در بیمارستان شیراز پیش رفت.

دیگر مدل دری متولد نمی‌شود

امیرعلی دانایی ـ بازیگر ـ که در سریال «کلاه پهلوی» سید ضیاءالدین دری به ایفای نقش پرداخته بود، به عنوان نخستین سخنران به روی سن رفت.

او درباره مرحوم دری چنین گفت: او برای من همیشه جزو اولین‌هاست. من اولین کارم را با او شروع کردم و الان هم به عنوان اولین نفر باید صحبت کنم. ما یکی از مفاخر کارگردانی کشور را از دست دادیم. انسانی که قلمی شریف داشت. فکر نمی‌کنم دیگر مدل او متولد شود؛ همان طور که مدل علی حاتمی متولد نشد. در طول تمام سال‌ها او پدر سینمایی و پدر معنوی من بود. متاسفانه با اینکه پر از شور و عشق بود فرصت چندانی برای کارگردانی پیدا نکرد. حداقل ۱۲ فیلمنامه سینمایی و تلویزیونی داشت اما نتوانست بسازد.

دانایی ادامه داد: گله من این است که چرا ما از مفاخر خود نگهداری نمی‌کنیم. اگر هنرمندی مثل دری فیلم نسازد چه کسی باید بسازد. درباره دوره پهلوی کارهای زیادی ساخته شده است اما کارهای او جزو بهترین‌هاست. سیاه‌نمایی نبود و در پرداختن به تاریخ انصاف داشت. سریال «سردار سنجرخان» و «پهلوان خشمگین» از پروژه‌های آقای دری بود که متاسفانه کار نشد. خواهشمندم به جای دسته‌بندی اجازه بدهیم آدم‌ها بر اساس شایستگی خود شناخته شوند.

در گرانمایه‌ای را از دست دادیم

کامران ملکی، عضو هیات مدیره فیلم عمار خراسان هم در ابتدای این مراسم بیان کرد: امروز در مراسم وداع یکی از بزرگان سینما و تلویزیون کشور گرد هم آمده‌ایم؛ بزرگی که خاطره کارهایش تا زمانی که تصویر باقی است می‌ماند.

وی ادامه داد: او در انسانیت سرآمد و الگو بود و قطعا جای خالی وی به این آسانی‌ها در فرهنگ و هنر کشور پر نمی‌شود؛ در گرانمایه‌ای را از دست دادیم. این ضایعه برای سینما و تلویزیون کشور بسیار بسیار بزرگ بود.

علی حاتمی بود و دری

رضا کیانیان که در نقش روحانی در سریال «کیف انگلیسی» سید ضیاءالدین دری ایفای نقش کرده بود، در این مراسم چنین اظهار کرد: داشتم فکر می‌کردم از سید ضیاء تعریف کنم که چه کارهای خوبی کرده است. بعد به خاطرم آمد من چرا چند سال است او را ندیده‌ام و از او دور بوده‌ام.

او سپس چنین توضیح داد: ما مردم بدی نیستیم، چرا نباید امیدوار باشیم؟ اینگونه می‌شود که یکدیگر را فراموش می‌کنیم. تقصیر ما نیست تقصیر شرایطی است که در آن قرار گرفته‌ایم.

وی افزود: سید ضیاء کارهای خوبی انجام داد. «کیف انگلیسی» سریال خوبی بود و دری خوب توانست آن را روایت کند. در این زمینه علی حاتمی بود و بعد هم او بود.

دری با غرور با ما وداع می‌کند

اسدالله نیک‌نژاد، کارگردان نیز در این مراسم در سخنانی گفت: بعد از سال‌ها دوری اولین ملاقات من با جامعه هنری همراه با مرگ دوست ۴۰ ساله‌ام بوده است. او یک رفیق هنرمند بود و من باید مثل رضا کیانیان بگویم متاسفانه ما سراغ یکدیگر را نمی‌گیریم.

وی ادامه داد: زمانی که او به همراه همسرش از انگلیس برگشت، من تا امروز حس می‌کنم همیشه همراه هم بوده‌ایم. باید خطاب به او بگویم نه تنها در تاریخ هنر باقی خواهد ماند بلکه با غرور با ما وداع می‌کند، چون فرزندان و خانواده‌ای نجیب باقی گذاشته است. ضیاء نه تنها در تاریخ هنر ایران باقی خواهی ماند بلکه با غرور با ما وداع می‌کند.

نیک‌نژاد در پایان در توصیف شخصیت فردی و حرفه‌ای سید ضیاءالدین دری گفت: او تاریخ را به جوانان ما می‌گفت. درود بر تو ضیاء، با آرامش بخواب.

خوش‌بینی‌ام را با مرگ انتظامی و دری از دست دادم

قطب‌الدین صادقی که در هر دو سریال «کیف انگلیسی» و «کلاه پهلوی» ایفای نقش داشته است، از دیگر سخنرانان این مراسم بود.

او در جملاتی اظهار کرد: من امروز و دیروز اندکی از خوش‌بینی خود را با مرگ انتطامی و دری از دست دادم. با تمام بحران‌هایی که داشتیم فکر می کردم هنوز روابط عاطفی میان ما پابرجاست اما پنهان نمی‌کنم که خوش‌بینی خود را از دست دادم.

این کارگردان تئاتر ادامه داد: کار من بازیگری نیست. انقدر که تصویری که دری در نقش و کارش ساخته بود، ارزشمند بود که من بعد از «کیف انگلیسی» ۱۲ سال بازی نکردم. عمر وفا نکرد که او سریال «سردار سنجرخان» را بسازد که درباره یک شخصیت واقعی تاریخی است؛ سرداری که پوزه روس‌ها را به خاک مالید. همه‌ متخصصان فردی بهتر از ضیا را برای کارگردانی این سریال پیدا نکردند.

او گفت: اشک ریختن و اندوه کار آسانی است و باید از ویژگی‌های او گفت. او خیلی سخت‌کوش بود. از هیچ دیالوگ و میزانسنی به راحتی نمی‌گذشت. در «کیف انگلیسی» به دلیل دشواری‌های یک سکانس سرش را به دیوار کوبید. زمانی در پاریس بودیم و او آنقدر عاشق کارش بود که گاهی تا صبح نمی‌خوابید و حتی تا پای مرگ رفت.

قطب‌الدین صادقی همچنین اظهار کرد: من خیلی جاها موافق او نبودم اما به عقایدش احترام می‌گذاشتم. عزت‌الله انتظامی و افرادی مثل او سمبل هستند و تنها می‌توانیم آنها را دوست داشته باشیم. بر روحش درود می‌فرستم.

این هنرمند در پایان گفت: بزرگترین فضیلت افرادی مثل دری و انتظامی این بود که هنر را به مردم نزدیک کردند. ای کاش صفا، سادگی و خلوص دری همچنان ادامه داشت و من یک کار دیگر را با او تجربه می‌کردم. امیدوارم شرایطی در کشور ما پابرجا باشد تا امثال دری‌ها در هر نسل تکرار شوند.

«من سید هستم، اذیتم نکنید»

مریلا زارعی که سال ۹۱ در سریال «کلاه پهلوی» سید ضیاءالدین دری بازی کرده بود، در سخنانی که با فرو خوردن بغض و لحظاتی حتی با اشک همراه بود، به خانواده دری تسلیت گفت و ادامه داد: «من سید هستم، اذیتم نکنید»؛ این جمله‌ای است که بازیگرانش خیلی از او شنیده بودند. جمعه پیش، جمعه غریبی بود. هنوز در غم انتظامی بودیم که این غم صدچندان شد تا وقتی که تشییع پیکر او را در حرم شاهچراغ دیدم و دلم آرام شد.

او خطاب به مرحوم دری گفت: بله شما سید هستید و من احساس می‌کنم اینجا حضور دارید.

زارعی کارگردان «کلاه پهلوی» را چنین معرفی کرد: او هنرمند بود اما هنر، کسب و کارش نبود بلکه عشق او بود. او تحصیلکرده فرنگ بود اما عاشق کشورش بود. او زبان بیگانه را مثل زبان فارسی می‌دانست اما عاشق زبان فارسی بود. او عاشق حقیقت بود که این روزها گم شده است.

این بازیگر سینما در پایان سخنانش گفت: ما امروز جمع شده‌ایم تا با حقیقت مرگ مواجه شویم. به احترام این لحظه برای روح دری طلب آرامش و صبر می‌کنم. به احترام مردی که سال‌ها در خاک و کشورش مطالعه کرد و کار ساخت تا هنر این کشور در حد جوک و لطیفه و مطالب اینستاگرامی باقی نماند، کلاه برمی‌داریم.

دوست داشت «سردار سنجرخان» را بسازد

علی دارابی ـ معاون امور استان‌های سازمان صداوسیما ـ نیز در این مراسم به سخنرانی پرداخت.

او گفت: ما امروز شاهد مراسم تشییع و تجلیل یکی از ستارگان آسمان هنر ایران، دُر هنر ایران هستیم. او ویژگی‌هایی داشت که امروز همه را برای از دست دادنش متاثر کرده است. او موحد، خداجو و حق‌طلب بود و بسیار علاقمند بود که یک فیلم سینمایی یا سریال درباره حضرت زینب (س) بسازد که اجل مهلتش نداد. تشییع در حرم شاهچراغ بخشی از لطفی است که خاندان اهل بیت (ع) به او داشتند. برای اولین بار بود که در این حرم برای یک هنرمند چنین مراسم باشکوهی برگزار شد.

دارابی عنوان کرد: سید ضیاءالدین دری تعهدی مثال‌زدنی داشت. او آگاهی و دانش وسیعی از تاریخ داشت. او وفادار بی‌چون و چرا به استقلال کشور بود و دغدغه قهرمانان واقعی کشور را داشت. زمانی که ما در بیمارستان به عیادت او رفتیم، گفت که دوست دارد سریال «سردار سنجرخان» را از شهریور ماه آغاز کند.

دارابی گفت: دری به شدت بیگانه‌ستیز بود و البته نه به معنای نفی دیگران، بلکه خواهان به تصویر کشیدن آنهایی بود که توانایی دیدن آزادی کشور را ندارند و این شخصیت‌ها را در سریال‌هایش به تصویر می‌کشید.

معاون رییس صداوسیما در پایان گفت: من از طرف رییس سازمان صداوسیما و همه مدیران، این مصیبت بزرگ را تسلیت می‌گویم.

در لحظه وداع صحبت کردن دشوار است

عبدالله اسفندیاری از دوستان نزدیک سید ضیاءالدین دری که در سریال «کیف انگلیسی» او ایفای نقش کرده بود، در این مراسم در سخنانی یادآور شد: «صاعقه» از اولین فیلم‌های او، اثری سیاه و سپیدی برگرفته از افکار شریعتی بود و کارهایی مثل «سینما سینماست» را هم بعدا ساخت و بعد «لژیون» را در سال ۷۷ ساخت و با همکاری هم آن را به اتمام رساندیم. در تلویزیون نیز «باد و شقایق» را ساخت که اتفاقا مرحوم انتظامی در آن بازی می‌کرد. بعد از آن هم «کیف انگلیسی» را داشت که گل کرد و محبوب شد. هنرمندان گاهی، کارهای بسیاری می‌سازند که فقط یکی از آنها مورد توجه قرار می‌گیرد.

او در پایان چنین گفت: من برادر و رفیق خود را از دست دادم که سال‌ها با هم کار می‌کردیم. دعوا و کل کل می‌کردیم ولی دوستی‌مان همچنان برقرار بود. در این لحظه وداع صحبت کردن دشوار است.

ما پهلوانِ زنده می‌خواهیم‌

محمدرضا عرب ـ سخنگوی کانون کارگردانان سینمای ایران ـ نیز در مراسم تشییع پیکر سید ضیاءالدین دری گفت: من چند روز است فکر می‌کنم این جمعیت و همدلی چرا وقتی همه هستیم و زنده‌ایم انجام نمی‌شود؛ چرا باید کارگردانی فیلمنامه‌هایش پشت در شوراها باقی بماند و ما از فیلمنامه‌های ساخته نشده او حرف بزنیم. من اینجا اسمی از سازمان و ارگانی نمی‌آورم اما چه کسی مسؤول است. کی گفتند رأی بدهیم و ندادیم کی گفتند جنگ کنیم و جنگ نکردیم. اما چرا نباید از یک کارگردان خوب حمایت نشود؟ چرا نباید بعد از «کیف انگلیسی» اثر قابل توجهی از او ببینیم؟

وی ادامه داد: اجازه دهید تا وقتی هستیم از هم حمایت کنیم. یکی از فیلمنامه‌های او درباره یک پهلوان بود و ما پهلوانِ زنده می‌خواهیم‌. برای پهلوان مرده فقط باید سوگواری کرد.

عرب در پایان گفت: کمی در زمان بودنمان به هم توجه کنیم. با هم رفتارهای ایدئولوژیک نداشته باشیم. کمی قدر بودنمان را بدانیم.

مشکل پدرم مانند عباس کیارستمی نبود

علی دری، فرزند مرحوم دری هم در سخنانی در بخش پایانی مراسم گفت: ابتدا دعا کنیم یدالله صمدی که با مشکلی مشابه بستری است روند درمانی‌اش به خوبی طی شود. امیدواریم شفا پیدا کند و زودتر در منزلش باشد.
او سپس گفت: مساله‌ای که وجود دارد مربوط به اخبار برخی روزنامه‌ها و سایت‌هاست که شائبه‌ای مطرح شده که مشکل پدرم مشابه مرحوم عباس کیارستمی بوده است اما روند درمانی پدرم بدون هیچ اشتباهی پیش رفت و من از کادر پزشکی بیمارستان شیراز تشکر می‌کنم؛ چرا که بهترین تیم درمانی در شیراز برای درمان پدرم گرد هم آمدند.

او یادآور شد: دو سریالی که پدر ساخت، کارهای ماندگاری شدند و آقای لاریجانی بنای آنها را در تلویزیون گذاشت. آقای ضرغامی بعد از فوت پدر، گفتند پکیجی از دو سریال را در کفن پدر قرار دهیم تا کنارش باشد که تا ابد در کنارش بماند.

شعری به یاد پدر!

پایان این مراسم به شعرخوانی آناهیتا دری برای پدرش اختصاص داشت.

دختر مرحوم دری خطاب به پدرش بیان کرد: پدر! من خوشبخت‌ترین دختر دنیا هستم. امیدوارم لایق تو باشم پدر، تو توشه سال‌ها زندگی مرا گذاشتی و رفتی. رابطه عجیبی بین ما بود. من بین هیچ پدر و دختری این رابطه را ندیدم. از خدا ممنونم. او بزرگترین هدیه برای من بود.

وی ادامه داد: در لحظات هوشیاری، پدر آرزویی داشت و از من خواسته بود با هم بخوانیم. من هم در کنارش خواندم و در آن حالت فقط می‌توانست سرش را تکان دهد. تنها تاسفم این است که می‌خواستم با هم بخوانیم و دیگر نشد.

وی سپس شعری را که با پدرش همیشه می‌خواندند، بار دیگر در میان حاضران خواند.

نوای کیف انگلیسی همراه با خداحافظ رفیق خواجه‌امیری

بر اساس این گزارش ایسنا، در ادامه این مراسم، حجت الاسلام سید محمود دعایی نماز میت را بر پیکر مرحوم سید ضیاء‌الدین دری قرائت کرد.

سپس با اجرای قطعه‌ای از موسیقی سریال «کیف انگلیسی» و ترانه «خداحافظ رفیق» با صدای احسان خواجه‌امیری پیکر سید ضیاءالدین دری بر دوش دوستاران و اهالی سینما و تلویزیون به سمت قطعه هنرمندان رهسپار شد.

***

سید ضیاءالدین دری که ۲۷ تیر ماه و در شرایطی اورژانسی به بیمارستان پیوند اعضای ابن‌سینا در شیراز منتقل شده بود، صبح جمعه (٢٦ مرداد ماه) به‌ دلیل نارسایی مزمن کلیوی و ضعف عضلانی در این بیمارستان فوت کرد.

به گفته‌ رییس بخش پیوند اعضای بیمارستان ابن‌سینا، عمل جراحی پیوند کبد دوم مرداد ماه بر روی این هنرمند انجام شده بود اما به دلیل ناتوانی و ضعف و نارسایی مزمن کبدی جان به جان‌ آفرین تسلیم کرد.

پیکر مرحوم دری صبح شنبه (۲۷ مرداد ماه)، پس از طواف در حرم مطهر حضرت شاهچراغ(ع)، با حضور جمع کثیری از هنردوستان، هنرمندان و مسئولان استان فارس و شهر شیراز تشییع و به تهران منتقل شد.

مراسم ترحیم این کارگردان روز پنجشنبه (اول شهریور ماه) ساعت ۱۴ تا ۱۵ و ۳۰ در مسجد جامع شهرک غرب برگزار می‌شود.

سهراب شهیدثالث و محمد کارت برندگان نهمین جشن فیلم کوتاه شدند

سهراب شهیدثالث و محمد کارت برندگان نهمین جشن فیلم کوتاه شدند

نشان شایستگی به «سهراب شهید ثالث» رسید و فیلم کوتاه«بچه خور» به کارگردانی محمد کارت سه جایزه را در نهمین جشن مستقل فیلم کوتاه ایران از آن خود کرد.

به گزارش روابط عمومی فیلم عمار خراسان، نهمین جشن مستقل فیلم کوتاه ایران با دبیری پیمان نهان قدرتی با افتتاح ویترین اختصاصی فیلم کوتاه در موزه سینما عصر دوشنبه، ۲۹ مردادماه برگزار شد.
پیش از برگزاری مراسم نهمین جشن مستقل فیلم کوتاه ایران، ویترین اختصاصی فیلم کوتاه رونمایی شد و با پخش ویدیویی از امیر نادری، نشان شایستگی ایسفا به سهراب شهید ثالث اهدا شد.
امیر شهاب رضویان کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس ایرانی که اجرای این مراسم را هم بر عهده داشت، با اشاره به اینکه در سال ۸۲ اولین جلسات انجمن فیلم کوتاه را تشکیل دادیم و از سال ۸۴ عضو فیلم عمار خراسان شدیم و اکنون جزو تشکلات پرجمعیت فیلم عمار خراسان هستیم گفت: بازتولید خوبی تاکنون داشتیم و آینده درخشانی داریم. به‌نحوی‌که اگر همین‌الان هم جریان آموزش لغو شود تا سال‌های سال فیلم‌ساز فیلم کوتاه خواهیم داشت. از سال‌ها پیش به دنبال این بودیم که در موزه فیلم کوتاه داشته باشیم تا اینکه این موضوع را به آقای قاسم خان گفتیم و ایشان هم به‌رسم رفاقت پذیرفتند. ما از سال ۴۵ در ایران فیلم‌سازی کوتاه داشتیم و از سال ۴۸ اولین تشکل فیلم کوتاه به وجود آمد که بعدش انجمن سینمای جوان را داشتیم و بعد هم در کانون پرورش فکری این راه را ادامه داد.
علیرضا قاسم خان، مدیرعامل موزه سینما درباره افتتاح ویترین فیلم کوتاه توضیح داد: باید سال‌ها پیش این ویترین راه‌اندازی می‌شد اما شرایط به‌گونه‌ای بود که باید موزه سینما دوباره طراحی می‌شد.
او ادامه داد: می‌توانیم بگوییم سینمای حرفه‌ای ایران مدیون سینمای کوتاه است زیرا همیشه با ایده‌های خلاقی همراه است. بااین‌حال بحث و تحقیقات راجع به فیلم کوتاه خیلی کم انجام شده است. به همین دلیل می‌خواهم مژده دهم که از همین ایام که آیین جشن فیلم کوتاه برگزار می‌شود پروژه ضبط تاریخ شفاهی فیلم کوتاه نیز آغاز می‌شود و در آینده نزدیک از تمام متصدیان فیلم کوتاه درخواست خواهیم کرد تا برای ثبت تاریخ شفاهی ما را همراهی کنند.
سید صادق موسوی مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران درباره نقش انجمن در تولید فیلم کوتاه گفت: ما در سال ۹۶ بیش از ۲ هزار حضور بین‌المللی در حوزه فیلم کوتاه داشتیم. وقتی این آمار داده شد و به رئیس سازمان سینمایی و وزیر ارشاد داده شد، آقای وزیر هم باورش نمی‌شد که این عدد درست است یا نه. پارسال نزدیک به ۶۰۰ فیلم کوتاه ایرانی در اشکال مختلف خود در بیش از ۲هزار جشنواره بین‌المللی حضور داشته است که بیش از ۳۰۰ حضور برای انجمن است و بقیه مربوط به فیلم‌سازان مستقل است. تا امروز ۷۰ دفتر و نمایندگی در ایران داشته که می‌خواهیم به ۱۲۰ نمایندگی برسانیم. سه جشنواره منطقه‌ای داریم و مهم‌ترین جشنواره فیلم کوتاه خاورمیانه را در آبان ماه هرسال برگزار می‌کنیم اما در حال حاضر به دلیل افزایش قیمت ارز تجهیزات خیلی گران شده است. بااین‌حال بازهم با توجه به اعتباراتی که در اختیارداریم سعی در تجهیز دفاتر داریم. و در پایان می‌توانم بگویم که وضع سینمای کوتاه ما خیلی خوب است.
مسعود امینی تیرانی کارگردان، فیلم‌ساز و عضو انجمن فیلم کوتاه ایران در توضیحاتی درباره نشان ایسفا گفت: نشان ایسفا هرسال در جشن مستقل به بزرگان سینما داده شده است اما همیشه دلمان می‌خواست که یک نفر به‌عنوان نفر اول تندیس را اهدا کنیم. او کسی نبود جز سهراب شهید ثالث اما چون در میان ما نبود این تصمیم به تعویق می‌افتاد. تا امسال که قرار شد ویترین فیلم کوتاه را داشته باشیم و به نظر رسید که بهترین امکان به وجود آمده است که این نشان را با اجازه خانواده‌اش در ویترین موزه قرار دهیم. یک سنت قدیمی هم داشتیم که هرسال نشان را هرکسی که می‌گیرد سال بعد باید همان فرد نشان بعدی را اهدا کند. سال قبل آقای امیر نادری این نشان را گرفتند و امسال هم با ارسال ویدئویی این نشان را به خانواده سهراب شهید ثالث اهدا کردند.
سپس کلیپی از امیر نادری پخش شد که درباره این جایزه،‌ ارزش‌های آن و شهید ثالث صحبت کرده بود. و بعد از قرائت متن لوح توسط مسعود امینی تیرانی، با حضور محسن امیر یوسفی این نشان به شاهرخ شهید ثالث، پسرعموی شهید ثالث تقدیم شد و سپس به همراه دیگر اعضای این انجمن و میهمانان حاضر در مراسم در ویترین موزه سینما قرار داده شد. پیش‌ازاین نیز افرادی چون بهرام بیضایی، عباس کیارستمی، رخشان بنی اعتماد، خسرو سینایی، ناصر تقوایی، امیر نادری و … آن را دریافت کرده بودند.
آیین نهمین جشن مستقل فیلم کوتاه ایران کمی بعد در سینماتوگراف موزه سینما برگزار شد. کلیپی از صحبت‌های زنده‌یاد عزت‌الله انتظامی آغازگر مراسم بود. در ادامه با یادی از حسن رشید قامت که سال پیش فوت کرد، ضیاءالدین دری و عزت‌الله انتظامی حضار یک دقیقه به احترام این هنرمندان ایستادند و آن‌ها را تشویق کردند.
پیمان نهان قدرتی دبیر این دوره جشن فیلم کوتاه ایران اولین سخنران مراسم بود که گفت: ۹ پایان اعداد و آغازی از یک‌فصل تازه است. نهمین جشن فیلم کوتاه امشب به پایان می‌رسد و امیدوارم تاکنون بهترین عملکرد را از خود نشان داشته باشیم. من همه فیلم‌سازانی که به ما اعتبار بخشیدند را برندگان این جشن می‌دانم، زیرا فیلم کوتاه حاصل اندیشه‌های بلند است. اینجا جایگاه ایجاز است و بی‌راه نیست که ارتقا فیلم جهان جز با فیلم کوتاه نمی‌توانست میسر باشد.
در ادامه مراسم جوایز بخش‌های مختلف این دوره جشن مستقل فیلم کوتاه با حضور هنرمندان به برگزیدگان اهدا شد:
*جایزه بهترین فیلم خارجی توسط رضا درمیشیان و مهران موثقی به فیلم «بچه ساکت» اهدا شد که خواهر فیلم‌بردار این اثر جایزه را به نیابت دریافت کرد و سپس ویدئویی کوتاه از کارگردان این اثر پخش شد.
*با حضور آتوسا قلم‌فرسایی و کاظم مولایی نشان شایستگی ایسفا برای بهترین طراحی صحنه و لباس به سعید حسن لو برای فیلم «بچه خور» تقدیم شد.
*نشان شایستگی ایسفا برای بهترین صدابرداری و صداگذاری به حسین قورچیان برای فیلم «موج‌کوتاه» اهدا شد.
حسین قورچیان بعد از دریافت جایزه خود بیان کرد: جای کاندیداهای فیلم تجربی بسیار خالی است و خیلی حیف است که در این دوره وجود ندارد زیرا که من خودم هم از این راه‌کار را یاد گرفته‌ام.
*با حضور محمد رسولی، سعید پور اسماعیلی نشان شایستگی ایسفا برای بهترین فیلم‌برداری به فرشاد محمدی برای فیلم «تو هنوز اینجایی» تقدیم شد که کارگردان این اثر جایزه را به نیابت از محمدی دریافت کرد.
*با حضور عماد خدابخش و بهرام دهقان نشان شایستگی ایسفا برای بهترین تدوین به مجتبی اسماعیل‌زاده برای فیلم «موج‌کوتاه» اهدا شد.
*در ادامه مراسم نشان شایستگی ایسفا با حضور کریم لک زاده و مجید برزگر برای بهترین فیلم‌نامه به آرین وزیر دفتری برای فیلم «مثل بچه آدم» تقدیم شد.
آرین وزیر دفتری بعد از دریافت جایزه خود اظهار کرد: امیدوارم بازنگری در آیین‌نامه انجام شود و برای بازیگری هم جایزه‌ای در نظر گرفته شود به همین دلیل از شادی کرم رودی بازیگر این فیلم دعوت می‌کنم تا جایزه را دریافت کند.
*با حضور محسن امیر یوسفی و ناصر ضمیری نشان شایستگی ایسفا برای بهترین کارگردانی به محمد کارت برای فیلم «بچه خور» اهدا شد.
*در آخرین بخش با حضور منوچهر شاهسواری، امیر توده روستا و مسعود امینی تیرانی نشان شایستگی ایسفا برای بهترین فیلم کوتاه به محمد کارت کارگردان و مازیار هاشمی تهیه‌کننده برای فیلم «بچه خور» تقدیم شد.
منوچهر شاهسواری مدیرعامل فیلم عمار خراسان ضمن ابراز خوشحالی از برگزاری این جشن گفت: اگر می‌خواهید همه‌چیز را حرفه‌ای برگزار کنید، به نظرم بهتر است که جایزه بهترین فیلم را به تهیه‌کننده بدهید.
او ادامه داد: من این شانس را داشتم که در برگزاری جشن اول شما سهم کوچکی داشته باشم. ما آن سال‌ها فکر می‌کردیم که برای این گروه باید فضای مستقلی ایجاد کنیم و اکنون نهمین دوره این جشن مستقل برگزار شد. دهمین دوره به هر کس رسید نصف راه را رفته است. امیدوارم این توجه در شما وجود داشته باشد. در تمام این سال‌ها انجمن فیلم کوتاه از منظم‌ترین و خوش‌برخوردترین‌ها بوده و همیشه فیلم عمار خراسان از تفاهمی که با آن‌ها کرده خوشحال است زیرا که سر عهد خود مانده‌اند. بیشترین ارتباطم را هم در فیلم عمار خراسان با این صنف داشته‌ام.
شاهسواری بابیان این‌که امشب اشاراتی در بین اعضای صنف فیلم کوتاه دیده است گفت: با همدیگر به نحوی رفتار نکنیم که دوستانمان از فعالیت دل‌شکسته شوند. هیچ‌چیزی فاجعه بارتراز این نیست که دل کسانی که برایتان کار می‌کنند را بشکانید. مراقب همدیگر باشیم. از این طریق است که آینده ساخته می‌شود.
در پایان مراسم هم فیلم کوتاه سینمایی «بچه خور» به کارگردانی محمد کارت برای حاضران به نمایش درآمد.
در این مراسم منوچهر شاهسواری مدیرعامل فیلم عمار خراسان، علیرضا رضا داد، مازیار میری، مرتضی رزاق کریمی، سید صادق موسوی، جعفر صانعی مقدم، محسن امیر یوسفی، رضا درمیشیان، غلامرضا موسوی، محمدرضا دل‌پاک، علیرضا قاسم خان و … حضور داشتند.

آیین بزرگداشت های بیستمین جشن بزرگ سینمای ایران دوم شهریور ماه برگزار می شود

آیین بزرگداشت های  بیستمین جشن بزرگ سینمای ایران دوم شهریور ماه برگزار می شود

آیین بزرگداشت های بیستمین جشن بزرگ سینمای ایران ساعت ۲۰ جمعه ۲ شهریور در تالار ایوان شمس( ابتدای بزرگراه کردستان) برگزار می شود مراسم بزرگداشت داریوش اسدزاده، ابوالحسن تهامی نژاد و داریوش مهرجویی در بیستمین جشن بزرگ سینمای ایران برگزار می شود و جایزه سیف الله داد نیز به پاس یک عمر خدمت به فرهنگ و هنر ایران به سید مهدی شجاعی اهدا خواهد شد.
این مراسم با حضور سینماگران، مسئولان و دست اندرکاران فرهنگی و هنری کشورمان جمعه ۲ شهریور ماه ساعت ۲۰ در تالار ایوان شمس برگزار می شود.

۳۰ مرداد ۱۳۹۷ ۱۴:۲۸

من عاشق و گرفتار این کار شده‌ام

داریوش اسدزاده از هنرمندان پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون در سال ۱۳۰۳ در کرمانشاه به دنیا آمد اما اصالتا تهرانی است. پدرش در ارتش کار می‌کرده و فرزند بزرگ خانواده بوده؛ دو برادر و دو خواهر دارد و در پنج سالگی از کرمانشاه به تهران می‌آید.

“فیلم عمار خراسان” قرار است در جشن سینمای ایران فردا ۲ شهریور ماه از این هنرمند پیشکسوت برای سالها حضور و فعالیت در عرصه‌های هنری تقدیر کند؛ به همین بهانه به دیدار او در خانه‌اش رفتیم. آپارتمانی نسبتا قدیمی در محله‌ی «قیطریه» تهران.

با همسرش طاهره‌خاتون میرزایی تنها بود و مشغول نوشتن کتابی درباره تاریخ تئاتر در اتاقش؛ اتاقی نسبتا کوچک اما پُر از کتاب و تقدیرنامه.

با داریوش اسدزاده درباره روزهای ابتدایی حضورش در تئاتر و سینما صحبت کردیم، از سختی‌هایی که تا به امروز کشیده و آرزویش برای اینکه کاش هنرمندانی که کارش را با آنها آغاز کرده هنوز هم بودند.

او جوانی را دورانی سخت و بدی می‌داند و معتقد است که کمتر کسی پیدا می‌شود که بتواند تصمیم درستی را برای آینده‌اش بگیرد.

در ادامه مشروح گفت‌وگوی ایسنا که در عصر یکی از روزهای تابستان با این هنرمند انجام شد را می‌خوانید:

* آقای اسدزاده، حدود ۸۰ سال است که شما در سینما و تئاتر فعالیت می‌کنید، در روزهای ابتدای کارتان، هیچوقت چنین روزی را پیش بینی می‌کردید؟

نه اصلا، در واقع هیچ کس نمی‌تواند آینده خود را پیش‌بینی کند. اما فکر نمی‌کردم تا به این اندازه در کار سینما و تئاتر پیشرفت کنیم با این وجود به نظرم هنوز هم کم است و جا دارد تا بیشتر از این جلو برویم.

*شما فعالیت هنری خود را با تئاتر آغاز کردید…

بله. می‌توان گفت ما از پایه‌گذاران تئاتر ایران بودیم که از بین آنها فقط من زنده هستم. به طور کلی من سینما را از سال ۱۳۲۷ و تئاتر را از سال ۱۳۲۰ شروع کردم. از افرادی که در آن زمان کار را با هم شروع کردیم، هیچ کدام فکرش را هم نمی‌کردیم که تا اینجا برسیم. زمانه خیلی فرق کرده است.

من در سال ۱۳۲۰ به هنرستان رفتم. علتش هم این بود که به کار تئاتر علاقه زیادی داشتم البته تئاتر حرفه‌ای را خیلی خوب نمی‌شناختم و آن را از سیاه بازی شناخته بودم. یادم است که پدرم من را برای تماشای سیاه‌بازی می‌برد و به این ترتیب این امر باعث علاقه و عشق من به تئاتر شد. وقتی هم که تحصیلاتم تمام شد و وارد هنرستان هنرپیشگی شدم پدرم خیلی با کارم مخالف بود، بالاخره با اصرارهای پی در پی و با وجود ناراحتی او، کار را ادامه دادم و جزو هنرپیشه‌های موفق روز هم شدم.

آن موقع وقتی از هنرستان بیرون آمدیم یگانه تئاتری بود به نام “تماشاخانه تهران” که وقتی سیدعلی نصر فوت کرد نام آنجا را تغییر دادند و به نام او گذاشتند. در ابتدا شاید ۱۰ تا ۱۵ نفر بودیم. کارهای کوچک انجام می‌دادیم و به این ترتیب ما را محک می‌زدند. در آن زمان دو دسته شدیم. عده‌ای قراردادی بودیم که ما را محضر می‌بردند و از ما امضا می‌گرفتند و یک قرارداد یکساله با ما بسته می‌شد و مثل کارمند اداره به ما حقوق پرداخت می‌کردند. یک عده هم شب مُزد بودند. در آن زمان یعنی اوایل دهه ۲۰ شرایط ما خوب بود زیرا می‌دانستیم سر ماه حدودا ۶۰ تومان حقوق به ما پرداخت می‌شود.

در تئاتر با افرادی مثل عبدالحسین نوشین و محمد علی جعفری و مصطفی اسکویی کار کردم. من ۳۰ سال در “تئاتر تهران” ماندم. از سیاه لشگری شروع کردم تا کارگردانی و نویسندگی هم پیش رفتم. در ابتدا دکور را رنگ می‌کردیم، زمین صحنه را هم تمیز می‌کردیم و هر کاری از دستمان بر می‌آمد انجام می‌دادیم. در واقع بعد از ظهرها سر تمرین می‌رفتیم، شب هم بعد از اجرا دکور را می‌ساختیم و در این مسیر عشق بود که ما را به انجام این کار وا می‌داشت.

به هر جهت کار را از اینجا شروع کردیم و از هنرپیشه‌های اول آن زمان بودیم. تا سال ۱۳۲۷ که کار سینما برای من شروع شد. در همان سال ۲۷؛ دو کار انجام دادم که هم کارگردان و هم فیلمبردار از اقلیت‌های مذهبی بودند. آخرین سینمایی من هم فیلمی به کارگردانی بهمن فرمان آرا بود و پیش از آن هم «۵۰ کیلو آلبالو» را بازی کرده بودم.

*قطعا رسیدن به جایگاهی در هنر کار سختی است و نیاز به مرارت‌ها دارد، شما چگونه این مراحل را گذراندید؟

همانطور که گفتم پدرم مخالف کار من بود درست هم می‌گفت اما ما جوان بودیم و نمی‌توانستیم آینده را پیش بینی کنیم، در ضمن به هنر هم عشق داشتیم. یک بار به تئاترم دعوتش کردم اما خوشش نیامد و سری تکان داد و رفت. تا جایی که می‌توانست جلوی من را می‌گرفت اما عشق من به این کار بیشتر بود و یک بار هم به همین دلیل از خانه بیرونم کرد. من کار اداری هم داشتم و در وزارت دارایی کار می‌کردم، پست حساس و مهمی بود و همزمان با آن در تئاتر هم بودم. جوانی دوران بدی است، افراد کمی پیدا می‌شوند که بتوانند در آن زمان راهشان را درست انتخاب کنند.

من ویالون هم می‌زدم و به مدرسه موسیقی کشور رفتم اما علاقه‌ام به تئاتر بیشتر بود و البته که پدرم می‌گفت “تو میخواهی مطرب شوی؟” به همین دلیل ویالونم را شکست. در واقع داستان اینگونه بود که روزی پدرم خانه نبود و داشتم تمرین می‌کردم. متوجه نشدم که به خانه آمده است، وقتی من را دید جلو آمد و همان شد که از خانه بیرونم کرد و برای مدتی خانه عمویم ماندم.

*به شهرت هم فکر می‌کردید؟

نه. البته چیز خوبی هم نیست. از دور جالب به نظر می‌رسد اما بعدش اذیت کننده است.

*آخرین باری که روی صحنه، تئاتر اجرا کردید به چه زمانی برمی‌گردد؟

آخرین حضورم روی صحنه تئاتر بر می‌گردد به پیش از انقلاب و از آن زمان به بعد دیگر در نمایشی بازی نکردم. ۱۰ سال ایران نبودم و وقتی هم که برگشتم دیگر تئاتر بازی نکردم و در سینما مشغول شدم البته قبل از آن هم در سینما بازی کرده بودم اما بعد از برگشتم دیگر روی صحنه نرفتم اما همچنان نام من در تئاتر هم هست.

*شما در این مدت در فیلم‌های سینمایی یا حتی سریال‌ها، هر چند در نقشهای کوتاه، حضور داشتید و بازی کردید، ولی چرا تئاتر را که تخصص شما هم در آن بود ادامه ندادید؟ آیا علت خاصی داشت؟

نه دلیل خاصی پشت این اتفاق وجود نداشت، بلکه بعد از برگشتنم به ایران، دیگر حال و حوصله تئاتر و تمرین کردن را نداشتم به همین دلیل دنبال آن نرفتم. در واقع سن‌ام بالا رفته بود و از لازمه های تئاتر هم هر روز سر تمرین رفتن است که من دیگر توانش را نداشتم. اما به جای حضور روی صحنه، از سال ۱۳۲۰ به بعد تعدادی نمایشنامه خودم نوشته و یا ترجمه کرده بودم و آن‌ها را برای چاپ گذاشتم که تعدادی از آنها هم چون مدت زمان زیادی از نگارش آن گذشته بود خراب یا گم شده بودند.

*بین تمام کارهایی که تاکنون انجام دادید، می‌توانید بگویید کدامشان برایت خاطره انگیز شده است؟

تمام کارهایی که در آنها بازی کردم مثل بچه هایم هستند و نمی‌توانم از بین آنها انتخاب کنم که کدام یک را بیشتر یا کمتر دوست دارم. کتاب‌هایم هم همینطور هستند و برایم انتخاب یکی از آنها مشکل است. من عاشق و گرفتار این کار شده‌ام، اما الان دیگر نمی‌توانم کار کنم، یعنی توانش را ندارم. عشق همیشه آدم را گرفتار و تا آخر عمر درگیر خودش می‌کند و الان هم کارم شده خواندن و نوشتن.

دلم می‌خواست از آدم‌های قدیمی که باهم کار می‌کردیم و سینما و تئاتر را تا به این مرحله رساندیم هنوز هم بودند. ما همه با هم دوست بودیم و دوستی‌مان هم واقعی و حقیقی بود و هرچه زمان پیش رفته است از کیفیت این دوستی‌ها کاسته شده است. همه از عشاق سینه چاک هنر بودند.

* شما به دلیل سالهای حضورتان در حوزه‌های مختلف هنری مانند تاریخ گویای تئاتر و سینمای ایران هستید!

بله و در این مدت هم سعی کرده‌ام تا آن چیزهایی که به خاطر دارم را بنویسم و از آنها کتابی بنویسم.

*نقطه عطف و یا تاثیر گذارترین فرد در زندگی هنری یا شخصی شما چه کسی بوده؟

کارگردانان قدیمی تاثیر زیادی بر بر کار و سبک فعالیت من داشتند. با آقای فکری، حالتی، فضل الله بایگان که از نخبه‌های آن زمان و پایه‌گذار تئاتر بودند کار کردم. آنها افرادی صادق و بااطلاع بودند.

* از خاطراتتان از تئاتر نصر و تئاتر دهقان چیزی به یاد دارید؟

“تئاتر دهقان” سالن تابستانی “تماشاخانه تهران” بود که چون در آن زمان در فصل تابستان تهویه هوا در مراکزی مانند تماشاخانه‌ها وجود نداشت تابستان که می‌شد تئاتر تعطیل بود زیرا سالن تابستانه نداشتیم. بنابراین یک هنرستان هنرپیشگی وجود داشت که بعد از مدتی آن را به تئاتر تبدیل کردیم و نام تماشاخانه تهران را بر آن گذاشتند. یعنی ضمیمه تماشاخانه تهران شد و زمانی که فردی به نام دهقان را کشتند نام آنجا را به تئاتر دهقان تغییر دادند. بنابر این تئاتر نصر هم سالن زمستانی بود.

*وضعیت سینما کنونی ایران را چطور می‌بینید؟

هنر گاهی سیر صعودی دارد و گاه هم نزول می‌کند. الان به نظر می‌رسد سینمای ما با افت زیادی روبرو شده است و شاید علت آن بودجه، انتخاب بازیگران یا حتی شعور و فهم کارگردان است. البته که داستان فیلم هم خیلی مهم است.

الان فیلم‌ها سرهم بندی شده است و اوضاع و احوال خوبی ندارند و کارهای هنری را ضعیف می‌کنید. بنابر این می‌توانم بگویم تئاتر موفقیت بالاتری داشته تا سینما تا کنون. می‌گویند تئاتر هم تنزل پیدا کرده، اما باز هم شرایطش بهتر از سینما است. تنها نکته‌ای که امروزه زیاد به چشم می‌خورد این است که بیشتر کارهایی که تا کنون من را دعوت کرده‌اند و به تماشای آنها نشستم ترجمه بودند در حالی که ما باید به کارهای تالیفی بهای بیشتری بدهیم.

با این وصف در زمان عبدالحسین نوشین، او کارهای بسیار خوبی از خارج از کشور ترجمه می‌کرد و کسی بود که تئاتر غرب را به ایران آورد اما بزرگترین عیبش این بود که هیچ کار ایرانی و سنتی نداشت. در صورتی که ما باید در این کار ایرانی و سنتی هم داشته باشیم.

*اگر بخواهیم سینمایی را که شما در دهه ۲۰ در آن فعالیت داشتید با اکنون مقایسه کنیم به چه نکاتی می‌توان اشاره کرد؟

قطعا سینما و امکانات در اختیار هنرمندان و فیلمسازان تغییر زیادی کرده است. یادم است که برای اولین باری که به یک استودیو سینمایی رفتم با تعجب گفتم که “استودیو این است!” اینکه یک اتاق ساده با دو پروژکتور است. برای همین قهر کردم و از آنجا خارج شدم و گفتم “اگر فیلم این است من نمی‌خواهم در آن بازی کنم.” یادش بخیر برای دکتر کوشا هم بود.

در ابتدای خیابان لاله‌زار یک سینما بود به نام «متروپل». طبقه هشتم آن اتاقی کوچک وجود داشت که مرا برای صحبت کردن درباره یک فیلم به آنجا دعوت کردند. از یکی از دوستانم پرسیدم اینجا کجاست؟ و او گفت که استودیو است دیگر! من هم گفتم اگر استودیو این است من نمی‌خواهم و می‌روم. بعدها دکتر کوشا استودیو بزرگی در جاده کرج درست کرد که فیلم‌های زیادی هم در آن ساخته شد ولی نکته اینجاست که من همان روز اول، سینما به نظرم جالب نیامد.

سینمای آن زمان امکانات حالا را نداشت و در مقابل شرایط امروز صفر بود. یک دوربین وجود داشت و تعدادی عوامل که آن‌ها هم سواد آکادمیک زیادی نداشتیم. به تدریج افراد تحصیلکرده‌ای از خارج و حتی در ایران به این هنر وارد شدند و مطالب جدیدی را به سینما وارد کردند. تازه آن زمان بود که فهمیدیم سینما چه دردسرهایی دارد.

به خاطر دارم اولین فیلمی که من در سینما نگاه کردم در سال ۱۳۱۲ بود. فیلمی به نام «دختر لُر». آن را در سینما «مایاک» که سر لاله‌زار قرار داشت، دیدم. به نظرم عالی بود. اما وقتی خودم وارد کار شدم فهمیدم که چقدر بازیگران و عوامل آن سختی کشیدند.

*وضعیت بیمه یا حقوق شما به عنوان یکی از پیشکسوتان هنری به چه صورتی است؟

ما حقوق بازنشستگی نداریم اما اعضای فیلم عمار خراسان بیمه هستند. البته کسانی که درجه دکترا از وزارت ارشاد گرفته‌اند مانند من یک حقوق جزئی دریافت می‌کنند اما این برای همه که نیست!

*اگر الان به شما برای اجرای تئاتر و یا بازی در سینما پیشنهادی شود می‌پذیرید؟

نه دیگر نمی‌توانم و از این بابت خیلی ناراحتم. پیشنهادی داشتم اما قبول نکرده‌ام. دیگر آن جوانی و قدرت نیست اما خدا را شکر می‌کنم که تا کنون مرا زنده نگه‌داشته است.

*آقای اسدزاده، قرار است فیلم عمار خراسان از شما به عنوان یکی از پیشکسوتان سینمایی و برای سال‌ها فعالیت‌تان تقدیر کند. اگر بخواهید لوحی که به شما داده می‌شود را به صورت نمادین به شخص دیگری اهدا کنید، او چه کسی خواهد بود؟

کاری که فیلم عمار خراسان می‌خواهد انجام دهد بسیار جالب است و از آن‌ها تشکر می‌کنم که برای قدیمی‌های مثل ما احترام قائل هستند. من خودم حدود ۱۰ سال در فیلم عمار خراسان به دلیل مسئولیت‌هایی مانند ریاست انجمن بازیگران و یا عضویت در هیأت مدیره رفت و آمد داشتم به همین دلیل می‌دانم که چقدر کارشان سنگین و سخت است. اما من هیچ وقت چنین کاری را نخواهم کرد که هدیه‌ای که به من داده می‌شود را به شخص دیگری بدهم زیرا که به نظرم تصمیم درستی نیست. من اینگونه فکر می‌کنم که وقتی یک سازمانی از فردی به هر دلیل تقدیر می‌کند باید آن را بپذیریم و اگر بخواهیم آن را به کسی دیگر بدهیم یعنی من لیاقت آن را نداشتم یا حتی این برایم کم بوده است.

*به عنوان قسمت پایانی مصاحبه، برایمان یکی از خاطراتتان در تئاتر را می‌گویید؟

وقتی در تئاتر عنوانی پیدا کرده بودم و رول اول بازی می‌کردم پدرم را دعوت کردم تا به تماشای نمایش ما بیاید. نمایش تقریبا کمدی بود گاهی پیش می‌آمد که از شدت خنده مردم پرده‌ها را می‌کشیدند تا بعد که سکوت شد دوباره نمایش ادامه پیدا کند.

صندلی اول را برای پدرم رزرو کردم و با خوشحالی دعوتش کردم تا کسی که اینقدر مخالف کار من بود، بیاید و ببیند که فرد موفقی شده‌ام. نمایش تمام شد و همه مخاطبان رفته بودند، گریمم را پاک کردم، لباسم را عوض کردم و به پیشش رفتم. نگاه غضب آلودی به من کرد و رفت…

من فهمیدم که عصبانی است اما نمی‌دانستم چرا. از تماشاخانه که خارج شدیم پشت سرش راه می‌رفتم اما یک دفعه برگشت گفت تو خجالت نمی‌کشی؟ و بعد هم دنبالم کرد و من هم پا به فرار گذاشتم. خلاصه دید به پایم نمی‌رسد و رفت خانه. وقتی من به خانه رسیدم دیدم در قفل است و راهم نمی‌دهد. دم در نشسته بودم که دیدم مادرم آمد و درب را باز کرد و من را به خانه راه داد و به این صورت من همنچنان تئاتر را ادامه دادم…

گفت‌وگو از یگانه قاسمی خبرنگار ایسنا

انتهای پیام