هیات داوران جشنواره فیلم کوتاه تهران معرفی شدند

فیلم عمار خراسان: به نقل از ستاد خبری سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، واروژ کریم مسیحی، آیدا پناهنده، محمد آفریده، بهتاش صناعی‌ها، رامتین شهبازی، کاوه قهرمان و لقمان خالدی  به عنوان هیات داوران بخش مسابقه سینمای ایران جشنواره اعلام شدند.

واروژ کریم مسیحی، کارگردان، فیلنامه نویس و تدوین‌گر سینما است که کارگردانی فیلم هایی چون: «فاخته»، «سمک عیار»، «پرده آخر» و «تردید» در کارنامه کاری او دیده می شود. همچنین کریم مسیحی در بسیاری از فیلم‌های بهرام بیضایی نیز دستیار کارگردان بوده است.

آیدا پناهنده، نویسنده و کارگردان است که ساخت فیلم‌های کوتاه «قوطی حلبی»، «بازار»، «رمولوس»، «انتگرال» و مستندهای «اتاق امن»، «خانه قمر خانم» و فیلم‌های بلندی چون «ناهید» و «اسرافیل» را در کارنامه کاری خود دارد.

محمد آفریده، فیلم‌سازی خود را از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و سینمای آزاد آغاز کرد. وی کارگردانی سریال‌های تلویزیونی «مهمانی خدا»، فیلم های کوتاه «پیقام»، «بچه‌های انقلاب»، «قهرمان کیه» و فیلم تلویزیونی «بادیه‌های شیر» را در کارنامه کاری خود دارد.

بهتاش صناعی‌ها، نویسنده و کارگردان است که آثاری چون «احتمال باران اسیدی» و «دیپلماسی شکست ناپذیر آقای نادری» را در کارنامه کاری خود دارد.

رامتین شهبازی، پژوهشگر میان رشته‌ای سینما و تئاتر است که مقالات متعددی از در این زمینه ارائه کرده است. او همچنین تالیف کتاب‌های «جستاری در جامعه شناسی فیلم»، و مشارکت در تولید جمعی چندین عنوان کتاب را در کارنامه کاری خود دارد.

کاوه قهرمان، کارگردان، فیلمنامه نویس، تصویربردار، تدوین‌گر و صداگذار است که تاکنون ساخت بیش از  ۲۸ اثر کوتاه داستانی مستند، و تجربی را در کارنامه خود دارد.

لقمان خالدی، مستندساز و تدوینگر است که از جمله مستندهای او می‌توان به «و من مسافرم»، «مشترک مورد نظر»، «کمی بالاتر»، «نساء» و «فصل حرص» اشاره کرد.

بر اساس این گزارش، مسابقه سینمای ایران شامل دو بخش مسابقه و ویژه است که در این دوره، ۱۰۸ اثر از فیلم‌سازان ایرانی در آن به نمایش گذاشته می‌شود.

پیوند کوتاه: http://www.فیلم عمار خراسان.ir/b/3Zh

روباهی در میان بچه‌ها – فیلم عمار خراسان

نقد فیلم کوتاه «گوش سیاه»

نوشته: سعیده جانی‌خواه

هر فیلم، مجموعه‌ای از نقاط مثبت و منفی است که در کنار هم قرار گرفتنشان، کلیتی واحد از اثر را ارائه می‌دهد. در نگاه اول می‌توان به این کلیت گزاره‌هایی چون خوب و بد را اطلاق کرد، اما پرونده‌ اثر به همین‌جا ختم نمی‌شود بلکه این وظیفه‌ منتقد است که لایه‌هایی عمیق‌تر از فیلم را پیش‌روی مخاطب قرار دهد. در بین تمامی فیلم‌های حاضر در جشن اخیرخانه‌سینما، فیلم گوش‌سیاه به کارگردانی بهزاد آزادی، جز فیلم‌هایی بود که در هیچ بخشی کاندید دریافت جایزه نشد. این متن نوشته نشده است تا به این موضوع دامن بزند که چرا گوش سیاه در میان نامزدها نبوده است، بلکه نوشته شده زیرا در جمع‌بندی نویسندگان فیلم عمار خراسان، بالاترین امتیاز را در میان انتخاب‌هایم به این فیلم اختصاص دادم. در این متن دلایلم را برای این انتخاب روشن می‌کنم.

اگر هر فیلم را به واحدهای تشکیل‌دهنده‌ی آن تجزیه کنیم، می‌بینیم که اصلی‌ترین قطب‌های آن، کارگردانی و نویسندگی هستند که البته می‌دانیم کارگردانی مفهوم وسیع‌تری است که انتخاب‌هایی چون نور و صدا و تصویر را نیز در خود جای می‌دهد هرچند که شکل اجراییشان مستقیما بر عهده‌ کارگردان نباشد. با این مقدمه انتخاب‌های کارگردان و امکانات فیلمنامه‌ گوش‌سیاه را می‌توان مورد توجه قرار داد: گوش سیاه داستان «مهتاب» مربی مهد کودک است که متهم به تنبیه بدنی کودکان می‌شود. فیلم با نمایی از بازی مهتاب با بچه‌ها و سرزندگی بچه‌ها آغاز می‌شود که رابطه خوبی را در میان آن‌ها به تصویر می‌کشد. در همین صحنه ابتدایی، بدقلقی یکی از کودکان (آرژین) با مهتاب، به اختصار معرفی می‌شود. (وقتی مهتاب، کودک را روی صندلی می‌نشاند و آرژین با عصبانیت می‌گوید که نمی‌خواهد آن‌جا بنشیند)

صحنه‌ بعدی مواخذه مهتاب توسط مدیر مهد کودک است که گره داستان را آشکار می‌کند: طبق گفته مدیر، مهتاب با بچه‌ها بدرفتاری می‌کند، مخصوصا با آرژین که پدر و مادرش از تغییر رفتار او در خانه نگران شده‌اند. از این‌جا به بعد، پلان‌های فیلم در پی رد و یا تایید این موضوع هستند. ابهامی که تا پایان اثر، همراه مخاطب است. به محض خروج مهتاب از دفتر مدیر و وارد شدن به اتاق بازی بچه‌ها، دومین برخورد میان مهتاب و آرژین شکل می‌گیرد: مهتاب ناخواسته در را به بدن آرژین می‌کوبد که پشت در نشسته و خاک گلدان را روی زمین ریخته است. سومین درگیری هنگام شستن دست‌های آرژین است که مهتاب دست او را زیر آب داغ نگه می‌دارد. چهارمین رویارویی این دو، در آشپزخانه است که آرژین از مهتاب آب می‌خواهد و به مهتاب می‌گوید که از او متنفر است. در واقع مخاطب با دو دسته از اطلاعات مواجه است که گاهی مهتاب را محکوم و گاهی او را تبرئه می‌کند.

 

 

علاوه بر این، نباید سویه‌ی روانشناسی کودک را نیز در تحلیل این اثر از یاد برد. اصولا بچه‌ها در این سن به دلیل کمبودهایی که از محیط خانوادگی دریافت کرده‌اند، شیفته افراد دیگری هم‌چون مربی خود مخصوصا از جنس مخالف می‌شوند و برای جلب توجه او، تضاد رفتاری را در پیش می‌گیرند، مثلا به‌جای محبت، از شگرد نفرت با قدرت بیشتری استفاده می‌کنند.

اما خارج از بحث روانشناسی، آن‌چه باعث در نظر گرفتن امتیاز خوب برای گوش‌سیاه می‌شود، ساخت استعاره نمایشی فیلم است که در صحنه ابتدایی و پایانی و توسط بازی شکل می‌گیرد و به نوعی قضاوت مخاطب را به سمتی که مدنظر نویسندگان است هدایت می‌کند. دو بازی در فیلم تعریف شده که در آغاز و انتهای فیلم قرار گرفته است. بازی اول، بازی مهتاب در قالب مربی با بچه‌‌هاست که فیلم را با این دیالوگ آغاز می‌کند: «همه دست‌ها رو تفنگاشون» که این دیالوگ به‌صورت تلویحی نشانگر خشونت درون است و بازی دوم نمایش کودکانه‌ای است که توسط مهتاب اجرا می‌شود و روی گزاره‌هایی تاکید می‌کند که به ذهن این‌طور جهت می‌دهد: گوش‌سیاه استعاره از خود مهتاب است. در واقع داستان پایانی، یک به یک در تناسب با دیالوگ‌هایی است که در اثر می‌شنویم.

 

 

می‌توان گفت که مهتاب واقعیت‌هایی درونی‌اش را در بازی‌هایی که اجرا می‌کند نشان می‌دهد. هم‌چنین قرارگیری کاراکتر در قالب‌های متفاوت : مربی، کارمند گناهکار، بدهکار، دوست، نقش نمایشی روباه و طراحی تمامی این تغییر قالب‌ها در ۱۵ دقیقه، خود استعاره‌ای از روباه صفت و مکار بودن شخصیت اصلی فیلم است. تغییر مداوم چهره مهتاب که در عین یکدستی، تنوعی را پدید آورده که گویی مهتاب مدام در حال تغییر ماسک است و این تغییر نیز بر ابهام اثر می‌ا‌فزاید. البته به جز این انتخاب‌ها، بخش اجرا نیز که توسط بازیگر انجام شده، قابل تحسین است که تمام بار اثر را یک تنه به دوش می‌کشد.

از دیگر نکاتی که در حوزه‌ کارگردانی به چشم می‌آید، انتخاب لنز تله برای تصویربرداری در فضای بسته است که محیط را محدودتر می‌کند و در واقع با این تمهید، عناصر غیرکاربردی حذف شده و محل‌های اتصال جغرافیایی، پنهان می‌شود. تنها موردی که اندازه قاب کمی باز می‌شود، صحنه پایانی و هنگام اجرای نمایش است. استفاده از موسیقی ریتمیک و شاد کودکانه نیز که دوبار به زبان فارسی و انگلیسی به گوش می‌رسد، به ساخت فضا کمک کرده است. هم‌چنین در تمامی پلان‌ها ارتفاع قرارگیری دوربین طوری تنظیم شده که گویی در نسبتی با مقیاس قدی کودکان قرار می‌گیرد.

با تمام این توصیفات، هنوز بخشی از فیلمنامه نامکشوف است. رفتن نابهنگام و بی دلیل آرژین به انباری در حالی‌که همه بچه‌ها منتظر اجرای نمایش هستند، پرسش‌برانگیز است: آرژین از کجا می‌دانست در انباری و بالای کمد چه چیزی وجود دارد؟ چرا درِ انباری‌ مهدکودکی که مدیرش حساسیت زیادی روی بچه‌ها و جلب رضایت اولیا دارد، باز است؟ آیا درِ انباری نباید قفل باشد؟ چرا دوست مهتاب در هنگام ترک پستش، بچه‌ها را به کسی نسپرد در حالی‌که میدانست مهتاب مشغول آماده شدن برای نمایش است و در هنگام اجرا هم نمی‌تواند حواسش به همه بچه‌ها باشد. چرا مهتاب با دیدن آرژین که روی زمین افتاده کاری نمی‌کند؟ این منفعل بودن از ترس است یا دلیل دیگری دارد؟

در کل می‌توان گفت که با وجود ایراداتی که می‌توان به فیلمنامه و گاهی دیالوگ‌ها (دیالوگ‌های مدیر تصنعی و بیش از حدِ تعریف شده برای خود فیلم، اغراق آمیز است) وارد دانست فیلم گوش‌سیاه واجد نکته‌هایی در بخش کارگردانی است که نمی‌توان از آن‌ها به سادگی گذشت.

پیوند کوتاه: http://www.فیلم عمار خراسان.ir/b/3Zm

ایده‌ها: فیلم‌های کوتاه جشنواره سی‌وپنجم تهران

فیلم کوتاه جشن به کارگردانی بهنام عابدی

درباره فیلم‌های کوتاه «جشن»، «نقش»، «گوش سیاه» و «گسل»

نوشته: علی‌سینا آزری

 

زامبی‌ها در شهربازی

درباره جشن بهنام عابدی

فیلم کوتاهِ بهنام عابدی اعتبارش را از آن جایی می‌گیرد که فقدانش، سینمای کوتاهمان را سرشار از محصولات خنثی و ناکارآمد کرده است: از میزانِ حساسیت‌اش به واقعیت امروز و اطرافش! جشنْ ایده‌‌اش را بر محوریت یک مکان مشخص شکل می‌دهد: در پانزده دقیقه مانده به افتتاح یک شهربازی بزرگ، و در روزهای آخرِ کاریِ کارگرانی که گویا در دستان کارفرمایان سودجو گرفتار شده‌اند؛ کارگرانی در شمایل زامبی‌های زردپوش، و کارفرمایانی ناپیدا که سایه حضورشان بر همه‌چیز افتاده است. در همان شروع، اعتراض به این نظم کاسبکارانه مادّیت می‌یابد: با سقوط به‌ظاهر عامدانه یکی از زردپوشان از بلندایِ یکی از وسایل بازی در پسزمینه. خودکشی کارگری که احساس فروخفته قهرمان فیلم را بیدار می‌کند؛ و به‌تدریج موجب گسترش خشم به‌عنوان تنها راه دهن‌کجی با استیلای قدرت موجود در جهانِ بیرونی می‌شود؛ خشمی که با دستکاریِ پیچ و مهره‌های یکی از وسایل بازی خودش را به نقطه جوش می‌رساند؛ کاری که از سویی با توجه به قاب پایانی ــ ورود و خروج وسایل بازی در آن شکل‌های انتزاعی در پسزمینه آسمانی تیره ــ منجر به مرگ آدم‌ها در آیینه سرکوب و مقابله با بلندپروازی‌های کارفرمایان شده، و از سوی دیگر، بی‌سرانجامی جشنِ آغاز به کار این شهرِبازی بزرگ را نتیجه می‌دهد: خشونتی لجام‌گسیخته که حکایتگر جامعه‌ای مهارناپذیر است. بهنام عابدی اما در مواجهه پرخاشگرایانه و بی‌واسطه‌اش با واقعیت، همین حربه نگاه را در روند روایت تا آنجا پی می‌گیرد که حکم پاشنه‌آشیلِ فیلمش را پیدا می‌کند: برای نمونه، در گفتگوی پسر جوان با یکی از نمایندگان یا گردانندگان پارک پس از آگاهی از مرگ دوستش که احساس دریافت‌شده توسط مخاطب را بیشتر به رخ می‌کشد؛ و در نمایش یا آشکار کردن آن ‌چیزی که هوشمندانه در بیشتر لحظات در لایه‌های زیرین فیلم پنهان ‌گشته بود، و ناگهان در نیاز به دیدن چهره خونین دوستش به سطح کشیده می‌شود: آیا برای درک جنونِ ویرانگر قهرمان به نمونه تصویری مشخصی نیاز بود؟ اما با وجود این عدم توازن یا تجربه کافیِ فیلم‌ساز در آنچه باید در نظام بصری و روایی، پنهان شده یا آشکار بماند؛ در انتخاب قاب‌های عریض، دوربین ناآرام و پیگیر، و در تلاش برای فضاسازیِ جهان ایزوله‌اش آگاهی‌ای موج می‌زند که فیلم را در خاطر نگه می‌دارد: دوری از فرمولیسم ایرانی، و پیچدگی‌های ظاهری و خودساخته‌شان (برای مثال، کارهای شهرام مکری). در انتخاب نامتعارف قهرمان فیلم در ویران کردن جهان پشت‌سرش در پایان چیزی جریان دارد که می‌توان به رصد کردنِ آینده فیلم‌ساز امیدوارمان نگه دارد: فیلم‌سازی که با توجه به همین فیلم کوتاهش می‌توان گفت فهمیده اهمیت فهمِ رازها و عصیان‌ها بیش از شگردها است.

 

بازی در نقش‌ها

درباره نقش فرنوش صمدی

کدام را باور کنیم؟ آن نقش‌ونگارهایِ باظرافت نگاه فیلم پیشینِ فرنوش صمدی را، یا این نقش‌بازی‌های شعارزده نقشْ فیلم تازه کارگردان را؟ چگونه هضم کنیم این میزان تفاوت میانِ اهمیت «نگاه» در فیلم پیشینِ کارگردان در فهم دلهره‌ای که تنش‌های خیابان را به درون زن می‌کشاند؛ و این نبودِ کوچک‌ترین درکی از اهمیتِ ساختن «نگاه» در شکل‌گیری کاراکترها و عمق بخشیدن به انتخاب‌هایشان در جدال زناشوییِ زن و مردی در پسِ نقش بازی کردن‌شان جهت قبولی در تست بازیگری فیلم؟ مگر نه این است که در فیلم تازه، سرکشی زن در قبولی نقش قرار است تقابلی باشد با تمامیت‌خواهی مردی که در بزنگاه انتخاب‌ها روحیه سرکوبگرش را نشان می‌دهد؟ نه، گویا راه دیگری پیش روی ما است؛ در نقش هر چه به پایان نزدیک می‌شویم، بیشتر مطمئن می‌شویم که گویی با دو فرنوش صمدی مواجه‌ایم: یکی می‌داند ناامنی، احساسی است که نمی‌شود لمسش کرد، اما با فضاسازی، و درون میزانسن (با فهم درست امکاناتِ موجود در محدوده قاب یا خارج از آن؛ و با درکِ به‌اندازه‌ای از نقشِ صدا، و رابطه‌اش با تصویر) می‌توان جریانی همه‌گیر و خوفناکی از دلهره را به‌تصویر کشید (نگاه)؛ و دیگری تصور می‌کند نمادها، و عینیتِ کلیشه‌ای آن‌ها در شکل کبوتری سفید کافی است تا روح سرکش زنْ ناگهان بیدار گشته، و در یک لحظه، محملی مناسب بیابد تا آن درون سرکوب‌شده‌اش را با پذیرش نقش به فریادی رسا تبدیل کند (نقش)؛ بدون تردید، تفاوت است میان فیلم‌سازی که در لحظات پایانیِ نگاه در نوازش‌های موهای دختری توسط مادرش، و همزمان در پیچیدن صدای موتورسیکلت، و هجومش به درون فضای خانه، از بین رفتن یا کمرنگ شدنِ مرزهای ناامنی‌ می‌بیند؛ و کارگردانی که در سکانس پایانیِ نقش در به‌آغوش کشیدن دختری توسط مادرش، و در همراهی کردن مادر توسط دوربین تا اتاق کارگردانِ درون فیلم (بابک کریمی) و در بیان پذیرش نقش‌اش، موقعیتی ابزاری برای حضور یا موفقیت در جشنواره‌های بین‌المللی، و یا با کمی اغماض، بیان معضلات اجتماعی ورای کوچکترین تصویر یا تصوری از شخصیت‌پردازی می‌بیند. حال شما بگویید فرنوش صمدی واقعی کدام یکی است؟ فیلم بعدی شاید امکانی بهتر را برای رسیدن به پاسخ درست فراهم کند.

پی‌نوشت: برای خواندن یادداشتم درباره نگاه اینجا را بخوانید.

 

مساله اخلاق، و انتخاب‌ها

درباره گوش سیاه بهزاد آزادی

مربی مهدکودک، متهم به کودک آزاریِ پسربچه‌ای است. پسر آشکارا از او متنفر است. مربی، دختری است که گویا نمی‌تواند آسیب‌های درونش را بی‌کنش در جهان بیرون بگذارد. و هر آنچه فشار اجتماعی است، در شکلی از آزار در محیط کارش نمود پیدا می‌کند. سرپرست مهدکودک همان ابتدا این نهیب را اینگونه بیرون می‌ریزد: «اگر با چشمان خودم ندیده بودم شک می‌کردم!» و دختر با تمام انکارهایش می‌داند که این روزِ آخر کاری او در مهدکودک است. دختر در این میان، نکته‌ای را فراموش کرده بود که رضایت والدین گویا از آرامش ظاهری بچه‌ها در فضای مهدکودک مهم‌تر است. نکته‌ای که سرپرستْ در آخرین جمله‌اش با اشاره به مساله تامین پول و حقوق کارکنان توسط والدین بچه‌ها آن را به‌طور کامل گوشزد می‌کند؛ اما هنگام خروج سرپرست، و با ریختن نور اکسپوزِ بیرون از اتاق بر روی چهره دختر گویی اتاق مدیریت چیزی بیش از واقعیت تلخ و تاریک‌اش درون خود پنهان کرده است: درون آشفته و بی‌تکیه‌گاه دختری شاغل. رابطه دختر/مربی با آن پسربچه‌ ایده‌ای است که حساسیت کارگردان را نسبت به مساله اخلاق در انتخاب‌ها و کنش‌های آدم‌ها نشان می‌دهد یا قرار است نشان دهد: از شستن دستان کثیف پسربچه در زیر آب داغ به تلافیِ خبرچینی‌ اتفاقات مابین‌شان به خانواده‌اش تا گذر کردنِ یا بی‌توجهی عامدانه دختر پس از دیدنِ بدن خونین پسربچه در انباریِ مهدکودک. تا همینجا «گوش سیاه» قدمی رو به جلو نسبت به فیلم پیشین کارگردان «کشتارگاه» به‌نظر می‌رسد: دوری گزیدن از فضاهای اگزوتیگ به بهانه موفقیت‌های جشنواره‌ای، و نزدیکی به دغدغه‌ای سینمایی همچون ساختن کاراکتر. اما چنین انتخابی به جنسی از آگاهی نیاز دارد که فیلم‌ساز و کاراکتر را گرفتار چاله‌های روایی و محتاج اتفاقات تصادفی جهت ساختن مساله اخلاقی در مقابل زن/مربی نسازد: وضعیت انسانی جز در میزانسن راهی برای بیان ندارد. درک این نکته، و قرار مشخصِ سکانس پایانی ــ بی‌خیالی همراه با نمایش کودکانه گوش سیاه توسط دختر برای کودکانِ مهدکودک با علم به دانستنِ اتفاق ناگوار پیش‌آمده برای پسربچه ــ می‌رساند که نیاز به نمایش یک سکانس کامل در خدمت پسربچه امری بیهوده است؛ و این پیش‌آگاهیِ مخاطب نسبت به زن/مربی علاوه‌ بر ایراد متنی (تاثیر عنصر تصادف در پیشبرد مهم‌ترین نتیجه مورد نظر فیلم) حکایت‌گر نابودی یا ندانستنِ میزان اهمیت انتخاب‌های اخلاقی/ضد اخلاقی، و نسبتش با فردیت/زاویه‌ نگاه در تجربه‌های کارگردان است؛ امری که پتانسیل‌های بالقوه فیلم را سوزانده است.

 

زلزله در اجرا و متن

درباره‌ گسل سهیل امیرشریفی

«گسل» را شاید بتوان محصولِ تلفیق یکی از مهم‌ترین آسیب‌های جدی فیلم کوتاه ایرانی از اوایل دهه هشتاد تا به امروز با رئالیسم ایرانیِ همواره حاضر سینمای ایران دانست که من آن‌را با چنین عنوانی می‌خوانمش: مکانیک روایت و تولید فرم به بهای از دست دادن یک نظام کلیت‌بخشِ فیلمیک (در تمامی سطوح استتیک، تماتیک، لحن و احساس). فیلم‌هایی که درونشان رازها، واقعیت‌ها و حتی خلوت‌های کاراکترها اسیر شگردهای روایی یا ذوق‌زدگی‌های فرمال کارگردان شده، و ردّشان را تا «محدوده دایره» شهرام مکری یا «منطق مطلق اتفاقِ» بهرام توکلی و بسیار نمونه در ظاهر موفق دیگر آن‌هم در مقیاس جوایز جشنواره‌های داخلی می‌توان پی گرفت. گسل ماجرای نقش‌بازی و پنهان‌کاری در هر دو سطحِ اجرا و متن است: در متنْ ماجرای نهال، دختری است که با کمک دوست‌اش نقشه‌ای را در راه‌پله مدرسه برای شکستن دستش اجرا می‌کند تا همراهی با دوست‌پسرش و اتفاقات ساعات قبل از ورود به مدرسه را پنهان کند؛ و در اجرا ــ چه در طراحی پیرنگ‌های روایی و چه در کارگردانی ــ اینگونه به‌نظر می‌رسد که تمام مسیرهای فیلم انحراف/پوششی است برای ورود پدر آن پسربه اتاق مدیریت برای اتهام بستن به دختر، و اهمیت یافتن حضوری که قرار بوده غیاب‌اش موتور محرکه فیلم باشد؛ اقدامی که جز بی‌توجهی به احساس ناپیدای کاراکتر، و همزمان داشتنِ نگاهی ابزاری به دختر و دغدغه‌هایش هیچ ارمغان دیگری ندارد: صحنه پایانی و خروج دختر از کلاس درس، و قدم برداشتن‌اش رو به دوربین در راهروهای نیمه تاریکِ مدرسه قرار است چه احساسی را به مخاطب منتقل کند؟ گام‌های دختری بر روی گسل‌های زلزله‌ای که هر آن می‌تواند زیر پایش را خالی کند؟ کارگردان اما نکته‌ای را حین نگارش و اجرا در لابه‌لای پیچ‌وخم‌های روایی‌اش فراموش کرده است: دروغگویی کنشی فردی است که عذابش به جان کاراکتر می‌افتد؛ و نه انتخابی تحمیلی که با ترفندهایی بر کاراکتر سوار کنیم، و در لحظات پایانی انتظار برداشت احساس مورد دلخواه از آن را داشته باشیم.

پیوند کوتاه: http://www.فیلم عمار خراسان.ir/b/3Zr

دانلود آهنگ ای عشق یگانه مرز بی کرانه

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ ای عشق یگانه مرز بی کرانه

دانلود کنید و گوش دهید به ترانه ای عشق یگانه مرز بی کرانه با صدای مجتبی شجاع

Exclusive Song: Mojtaba Shoja | Eshghe Ahoorayi With Text And Direct Links In UpMusic

asfasf دانلود آهنگ ای عشق یگانه مرز بی کرانه

───┤ ♩♬♫♪♭ ├─── 

قسمتی از متن :

هستی رویایی من عشق اهورایی من
ساحل دریایی من تویی لیلای من♬♫
دستای تو دستای من حلقه زدن دور وطن
اسم تو فریاد میزنن تویی دنیا من♬♫
ایران غزل باران نفس طوفان
تویی تو یگانه وطن♬♫

UpMusicTag دانلود آهنگ ای عشق یگانه مرز بی کرانه
ایران جاودان ایران قهرمان
ایران خونه ی بهشتی من♬♫
ای عشق یگانه مرز بی کرانه
آغوش تو داره عطر دلبرانه♬♫
ای عشق یگانه مرز بی کرانه
آغوش تو داره عطر دلبرانه♬♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├─── 

آهنگ ای عشق یگانه مرز بی کرانه

دانلود آهنگ ای عشق یگانه مرز بی کرانه

دانلود آهنگ کبوترم هوایی شد

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ کبوترم هوایی شد

همینک ترانه زیبای حامد زمانی و عبدالرضا هلالی بنام امام رضا را دانلود کنید

Exclusive Song: Hamed Zamani | Imam Reza With Text And Direct Links In UpMusic

asf دانلود آهنگ کبوترم هوایی شد

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

کبوترم هوایی شدم ببین عجب گدایی شدم
♬♫دعای مادرم بوده که منم امام رضایی شدم♬♫
کبوترم هوایی شدم ببین عجب گدایی شدم
♬♫دعای مادرم بوده که منم امام رضایی شدم♬♫
پنجره فولاد تو دوای هر چی درده

UpMusicTag دانلود آهنگ کبوترم هوایی شد
کسی ندیدم اینجا که نا امید برگرده
♬♫پنجره فولاد تو دوای هر چی درده♬♫
کسی ندیدم اینجا که نا امید برگرده
♬♫چجوری از تو دست بکشم بدون تو نفس بکشم♬♫
تویی که تنها آقا دل سوز منی آرزومه دوباره بیام

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

آهنگ کبوترم هوایی شد

دانلود آهنگ کبوترم هوایی شد

دانلود آهنگ سینا سرلک معرکه عشق

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ سینا سرلک معرکه عشق

همینک ترانه زیبای سینا سرلک بنام معرکه عشق  را با دو کیفیت عالی دانلود کنید

شعر : قاسم صرافان / آهنگسازی و تنظیم کننده : سعید رضایی

Exclusive Song: Sina Sarlak | Marekeye Eshgh With Text And Direct Links In UpMusic

Sina Sarlak Marekeye Eshgh دانلود آهنگ سینا سرلک معرکه عشق

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

وقت آن شد که دلم را بگذارم بروم با تو او را تک و تنها بگذارم بروم♩♬♫
به کجا میشود از معرکه عشق گریخت گیرم امروز از اینجا بگذارم بروم♩♬♫

UpMusicTag دانلود آهنگ سینا سرلک معرکه عشق
سرنوشت من عاشق هم از اول این بود سر دیوانه به صحرا بگذارم بروم♩♬♫
همه ی سهم من از عشق همین شد که گلی گوشه ی خاطره ات جا بگذارم بروم♩♬♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

سینا سرلک معرکه عشق

دانلود آهنگ سینا سرلک معرکه عشق

دانلود آهنگ افشین آذری فلک

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ افشین آذری فلک

همینک ترانه فلک با صدای افشین آذری به همراه تکست و کیفیت عالی

شعر : مصطفی ربیعی / آهنگسازی و تنظیم کننده : افشین آذری

Exclusive Song: Afshin Azari | Falak With Text And Direct Links In UpMusic

Afshin Azari Falak دانلود آهنگ افشین آذری فلک

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دلم دیوانه بود دیوانه تر شد دلم ویرانه بود ویرانه تر شد
دلم بی خانه بود تو خانه دادی با اینکه دل به یک بیگانه دادی♬♫♪
دلم دیوانه تر شد دلم ویرانه تر شد تو رفتیو نگاهم♬♫♪

UpMusicTag دانلود آهنگ افشین آذری فلک

بی تو تر شد تو رفتیو نگاهم بی تو تر شد♬♫♪
فلک با من فلک با من جفا کرد تو را از من گرفت با من چه ها کرد♬♫♪
فلک با من فلک با من جفا کرد تو را از من گرفت با من چه ها کرد

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

افشین آذری فلک

دانلود آهنگ افشین آذری فلک

دانلود آهنگ جدید علی عبدالمالکی لباس سفید

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ جدید علی عبدالمالکی لباس سفید

موزیک جدید و بسیار شنیدنی خواننده کم کار ایرانی علی عبدالمالکی با عنوان لباس سفید با دو کیفیت عالی از آپ موزیک

شاعر و آهنگسازی : علی عبدالمالکی

Exclusive Song: Ali Abdolmaleki | Lebase Sefid With Text And Direct Links In UpMusics

ali abdolmaleki دانلود آهنگ جدید علی عبدالمالکی لباس سفید

قسمتی از متن موزیک لباس سفید با صدای علی عبدالمالکی:

بذارید گلمو ببینم….

برم و روبروش بشینم..

آرزوم بوده که گلمو تو لباس سفید ببینم….

علی عبدالمالکی لباس سفید

دانلود آهنگ جدید علی عبدالمالکی لباس سفید

دانلود آهنگ علیرضا روزگار آشفته حالی

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ علیرضا روزگار آشفته حالی

همینک ترانه آشفته حالی با صدای علیرضا روزگار به همراه تکست و کیفیت عالی

شعر : رحیم معینی کرمانشاهی / آهنگسازی : علی تجویدی / تنظیم کننده : علی فرهنگی

Exclusive Song: Alireza Roozegar | Ashofte Hali With Text And Direct Links In UpMusic

Alireza Roozegar Ashofte Hali دانلود آهنگ علیرضا روزگار آشفته حالی

 

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

متن ترانه »

این همه آشفته حالی این همه نازک خیالی هی به دوش افکنده گیسو
از تو دارم از تو دارم از تو دارم از تو دارم ♬♫♪
این غرور و عشق و مستی خنده بر غوغای هستی ای سیه چشم و سیه مو
از تو دارم از تو دارم از تو دارم از تو دارم ♬♫♪
UpMusicTag دانلود آهنگ علیرضا روزگار آشفته حالی
این تو بودی کز ازل خواندی به من درس وفا را این تو بودی
که آشنا کردی به عشق این مبتلا را♬♫♪
من که این حاشا نکردم از غمت پروا نکردم دین من دنیای
من از عشق جاویدان تو رونق گرفته♬♫♪
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

علیرضا روزگار آشفته حالی

دانلود آهنگ علیرضا روزگار آشفته حالی

دانلود آهنگ مرتضی اشرفی دیوونه

این مطلب از وب سایت دانلود آهنگ جدید • آپ موزیک به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ مرتضی اشرفی دیوونه

امروز ترانه جدید مرتضی اشرفی و مجید مکس بنام دیوونه را از رسانه آپ موزیک دریافت کنید

شعر : داوود نوروزی / تنظیم کننده : مهدی معظم

Exclusive Song: Morteza Ashrafi | Divoone With Text And Direct Links In UpMusic

gfh دانلود آهنگ مرتضی اشرفی دیوونه

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

قسمتی از تکست »

چشمای خیسو بارونیه منو ببین حالم بده بیا سختمه پیشم بشین
♬♫♪واسه یه بارم شده رومو نزن زمین دیوونه دیوونه♬♫♪
تو نبودی میرفتم پی لا ابالی تو بودی که منو کشوندی تو این حوالی
♬♫♪ساختی دریا از یه کویر خشکو خالی دیوونه دیوونه♬♫♪

UpMusicTag دانلود آهنگ مرتضی اشرفی دیوونه
♬♫♪این صدای دلمه همه حاصلمه تو این بازی فقط رفتنت مشکلمه♬♫♪
دله دیوونمه عشقه تو توو خون مه بعد تو این حالو روز خسته و عاشقمه
♬♫♪این صدای دلمه همه حاصلمه تو این بازی فقط رفتنت مشکلمه♬♫♪
دله دیوونمه عشقه تو توو خون مه بعد تو این حالو روز خسته و عاشقمه

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

مرتضی اشرفی دیوونه

دانلود آهنگ مرتضی اشرفی دیوونه